خرید بک لینک

اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «کتاب تنهایی» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

ای فرزند آدم...
من تو را آفریده ام و از حال درون تو باخبرم,
اسرار تو را می دانم و برملا نمی کنم.
تنها کسی هستم
که مطمئنی به تو خیانت نمی ورزم,
از تو کوچکتر نیستم و هیچگاه پایان نمی پذیرم.
سرچشمه و منبع همه عشق ها و محبتها
منم.
تو را برای خودم درست کرده و پرداخته ام.
به من روی آور و با من انس بگیر.
از دیگران بگریز و در من بیاویز,
تو مال منی,نه از آن دیگران,
اگر یک قدم به سوی من بیایی ده قدم سوی تو برخواهم داشت.

*****

ای فرزند آدم...
من سخنانت را می شنوم وقتی که با من حرف می زنی
و درد دل باز می گویی.
تو نیز سخنان مرا در کتاب من بخوان که فرشتگانم بر تو فرود آورده اند
و من بدان وسیله با تو سخن می گویم.

اگر با من انس بگیری تو را از همگان بی نیاز می کنم
و اگر با غیر من مانوس شوی در هر کاری محتاج
و گرفتار خواهی ماند.

از کسی جز من بیم نداشته باش و مهراس,
به یاد آور که هیچ قدرتی یارای مقابله با اراده من را ندارد.
از یاد مبر که هیچ اتفاقی در عالم
جز به خواست من نمی افتد.

من همنشین کسی ام که به یاد من باشد,
من از رگ گردن به تو نزدیکترم و تو را از خودت بهتر می شناسم,
در هیچ حالی فراموشم مکن و یاد مرا
از خود دور مساز.

در خلوت خود به اندیشه بنشین
و در تنهایی خود سخنان مرا بشنو,
نعمت های مرا بشمار و خطاهای خودت را به یاد آر,
مرا دوست داشته باش
و محبتم را در دل دیگران نیز بیانداز,
مهربانی های مرا برایشان بازگو کن
و سایه سار لطف مرا بر فراز وجودشان
نشان ده.

*****

ای فرزند آدم...
دل به دنیا مبند و با دنیا انس مگیر.
دنیا بسیار کوچکتر از آن است که پاداش و مزد حتی لحظه ای از خاطر تو باشد
و بهای حتی پاره ای از دل تو شمرده شود.
جان آسمانی تو جز من قیمتی ندارد
و جز بهشت من هیچ چیز نمی تواند
هزینه وجود تو را جبران کند.
اگر چشم تو می دید آنچه را برای اولیای خود آماده کرده ام
قلب تو آب می شد
و جان تو به شوق از تن به در می رفت.
این ها پاداش دلی است که تنها به من گره خورده
و فقط مرا در خود جای داده.
به دل خود نگاه کن,
هر قدر دلت به دنیا بسته باشد
همانقدر محبت مرا از دلت بیرون کرده ای
چرا که هیچگاه من محبت خود و محبت دنیا را
در یک دل جمع نمی کنم.

*****

ای فرزند آدم...
آنان که با من قهر کرده اند و از من بریده اند
اگر می دانستند چه اندازه
به دیدارشان مشتاقم
و انتظارشان را می کشم...
آنان که با من به دشمنی برخواسته
و در مقابل اقتدار و عظمت من 
تیغ پیکار و کارزار کشیده اند
اگر می دانستند چه مایه به دوستی و مهرشان
دل بسته ام...
آنان که روی از درگاه من برگردانده اند
اگر می دانستند چقدر دلم برایشان تنگ شده است...
اگر می دانستند بند بند وجودشان
به شوق من از هم می گسست
و پاره های جانشان به اشتیاق از هم می گسیخت
و دل و قلبشان از خوشی آب می شد...
اگر می دانستند...

*****

ای فرزند آدم...
تو را نیافریده ام تا تنهایی و بی کسی مرا
برطرف سازی
و بیمناک و غمگین نبودم تا تو بخواهی
انیس و همدم من شوی,
بلکه تو را خلق کردم تا مرا بشناسی
و روزگاری دراز عبادتم کنی
و مرا هماره سپاس گویی
و صبحگاه و شامگاه تسبیح گوی من باشی.

من به تو نیازمند نیستم.
اگر همه مخلوقات من جمع شوند
و صف در صف به طاعت من بایستند و سر به آستان من بسایند
به اندازه سر سوزنی در ملک و اقتدار من
نخواهند افزود,
این تو هستی که به من نیاز داری
و این دل توست که تنها با من خو می گیرد و
آرام می یابد.
*****

ای فرزند آدم...
دل تو حرم من است,
چگونه در حرم من بیگانه را راه می دهی؟
جان تو منزلگاه عشق من است,
چگونه در این منزلگاه,محبت دیگران را
پذیرایی می کنی؟
وجود تو فرش قدمهای یاد من است,
چگونه یاد دیگران قدم بر این فرش
می نهد؟

به من اعتماد داشته باش.
از من مگریز,
زبانت را با نام من,دلت را با عشق من و قلبت را
با یاد من تازه کن.
من دوست آن کسم که دوستم بدارد,
من همنشین آن کسم که با من بنشیند,
من همدم آن کسم که با من مانوس شود.

*****

ای فرزند آدم...
من همدل آن کسم که همراهم باشد.
پس به سوی کرامت و مصاحبت من بشتاب
و با من انس بگیر تا با تو انس بگیرم.
مرا انتخاب کن تا من هم تو را برگزینم,
از من بپذیر تا من نیز از تو بپذیرم و در محبت به تو شتاب کنم.

*****

ای فرزند آدم...
هر که دل به دوستی کسی بندد
سخنش را راست می داند و تایید می کند,
هر که از دوستی کسی خوشنود باشد
از کارهای او خوشنود می گردد 

هر که به دوستی کسی اعتماد کند
به او اعتماد می کند,
هر که به دوستی کسی مشتاق باشد
در حرکت به سوی او سستی نمی کند.
پس چرا...؟
چرا...؟
چرا...؟

پس چگونه کتابم را زیر پا می نهی و دنیا را
بر سر خویش می گذاری,
چگونه خانه خویش را برافراشته ای اما خانه مرا
فرو میریزی؟
چگونه به خانه خود دل می بندی اما از خانه من می گریزی؟
مساجد خانه های من در زمین هستند,
آیا می شود کسی به دیدنم بیاید و در خانه ام قدم بگذارد,
اما از او پذیرایی نکنم و میهمان خود را گرامی ندارم؟

*****

ای فرزند آدم...
به عبادتم روی آور تا دلت را از خودم پر کنم
و جانت را از سرخوشی همراهی ام آکنده سازم
و مشکلات تو را برطرف نمایم و روزی تو را
مهیا گردانم.
نام مرا بر زبان آور و مرا یاد کن تا من نیز به یاد تو باشم.
اگر مرا پنهانی یاد کنی 
تو را پنهانی یاد می کنم
و اگر نامم را آشکار و در حضور همگان بر زبان آوری
در جمعی گرامی تر از جمع آدمیان
از تو یاد میکنم.
یاد مرا پیش آدمیان فریاد کن تا نام تو را
پیش فرشتگان خویش برآورم
که چون در خلوت به مناجات من
می نشینی و به عبادت من بر می خیزی
به فرشتگان خود می گویم:
بنگرید بنده ام چگونه از دیگران گسسته
و به من پیوسته
و رشته مهر و الفت به ذکر من بسته است.
شاهد باشید که او را آمرزیدم و او را
برای خویش برگزیدم.
*****

ای فرزند آدم...
راست نمی گوید آنکه از عشق من دم می زند
اما چون شب بر دیارش پرده می کشد
سر به بالین می گذارد و می خوابد,
آیا هر عاشقی دوست ندارد که با معشوق خود تنها باشد؟
آیا هر عاشقی انتظار نمی کشد که
فرصتی برای گفت و گوی معشوق در خلوت بیابد؟

آنکه مرا دوست دارد فراموشم نمی کند.
من هر شب به سراغ دوستان و یاران خود می آیم
و چشمانشان را بر دلهایشان می گشایم
تا با من رو در رو سخن بگویند
و در تاریکی شب با من حرف بزنند
و مرا نزدیک خود بیابند
و پاسخ مرا به پرسش های خود بشنوند.

***** 

ای فرزند آدم...
آیا دلت نمی خواهد به دیدارم بیایی؟
آیا دلت برای گفت و گوی من تنگ نشده است؟
آیا نمی خواهی جامه نو بپوشی
و خود را خوشبو کنی
و هدیه ای برداری
و شاخه گلی در دست بگیری
و به خانه معشوق رهسپار شوی؟

آراستگی اولیای من برای دیدارم خشوع 
و خاکساری دلهای آنهاست.
زینت دوستانم برای ملاقات من
فروتنی بدنهایشان
و خضوع اندام و اجسام ایشان است.
هدیه ایشان قطره های اشکی است
که از دیدگان خود فرو می ریزند.
و آرایش ایشان سرمه حزن و اندوهی است
که در میان خنده های بی خبران
بر دیده خود کشیده اند.

*****

ای فرزند آدم...
درشگفتم چگونه تو با مردم انس می گیری
و به دیگران دل می بندی در حالی که می دانی
تنها خواهی مرد
و می دانی تنها در قبر خواهی خفت
و تنها در پیشگاه من خواهی ایستاد
و تنها حساب پس خواهی داد؟
آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود؟
ساعتی؟
روزی؟
ماهی؟
سالی؟
چند هزار سال؟
چند میلیون سال؟
با خودت فکر کن وبیاندیش.
هرقدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی
در دنیا با من انس بگیر.
اگر لحظه ای,لحظه ای
و اگر همیشه,همیشه....

ای فرزند آدم!

این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره کتاب تنهایی می‌پردازد.

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است.

در صورت انتشار اطلاعات جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.

با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع کتاب تنهایی همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.

این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره کتاب تنهایی می‌پردازد.

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است.

در صورت انتشار اطلاعات جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.

با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع کتاب تنهایی همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.

با توجه به اطلاعات منتشر شده، موضوع کتاب تنهایی همچنان در حال پیگیری است و در صورت انتشار اخبار جدید، این مطلب بروزرسانی خواهد شد.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 1:34

صفحه بندی